دسترسی  همگان به اطلاعات

                 

                  گفت وگو با دكتر عباس حرى

متون و منابع متعددى به زبان هاى غربى درباره «جامعه اطلاعاتى» و ويژگى هاى منتسب به آن در دست است كه از ديدگاههاى گوناگون، اين جامعه را مورد بررسى قرارداده اند. برخى از ضرورت گرايش به آن دفاع كرده اند و عده اى ديگر با آن به مخالفت برخاسته اند. حال با توجه به چنين نقطه نظرهايى آيا مى توان شاخصى مطمئن براى ارزيابى جوامع در مسير دستيابى به جامعه اطلاعاتى به دست داد؟
> گرچه نقطه نظرهاى متفاوتى درباب اين موضوع مطرح شده است، اما كمتر كسى از مدافعان جامعه اطلاعاتى به ماهيت اطلاعات پرداخته است و معلوم نيست هر گاه ندانيم اطلاعات چيست، چگونه مى توانيم به دفاع از جامعه اى كه دورنمايه اطلاعاتى آن را از ساير جوامع متمايز مى كند برخيزيم يا با آن مخالفت كنيم. وقتى به اطلاعات و به دنبال آن از جامعه اطلاعاتى سخن مى گوييم غرض ما از اطلاعات چيست؟ در برخى متون، اطلاعات را برابر صنعت اطلاعات يا فناورى اطلاعات دانسته اند، بعضى سخن از حجم بالاى اطلاعات به ميان آورده اند و برخى ديگر عنصر سودآورى اقتصادى را مطرح كرده اند. اما هرگز مشخص نشده است كه فناورى اطلاعات يعنى فناورى چه چيز، حجم اطلاعات، يعنى حجم چه عنصر يا عينيتى و اقتصاد اطلاعات در دادوستد و سود وزيان چه چيز معنى پيدا مى كند. به همين دليل نمى توان درباره تأكيد يا ترديد در نقطه نظرهاى موجود درباره جامعه اطلاعاتى تصميم گرفت يا شاخصى مطمئن براى ارزيابى جوامع به دست داد.

\\ به نظرمى رسد جامعه اطلاعاتى، جامعه اى است كه مى بايست مبتنى بر دانايى باشد و دانايى مسيرى است كه به دانش تبديل مى شود. حال شرط لازم براى رسيدن ايران به جامعه اطلاعاتى، بايد تقويت دانش بيشتر در كداميك از حوزه هاى سياسى، اقتصادى، اجتماعى فرهنگى باشد؟
> اينكه شما مى گوييد دانايى كه منجر به دانش شود، حقيقت امر اين است كه جامعه اطلاعاتى با كلمات ديگرى ولى با همان هدف عنوان شده است. بحث جامعه اطلاعاتى كه ترجمه information socity است جامعه دانايى كه Knowledge society و جامعه دانش محور كه knowledge base society است، افراد مختلف با ديد و هدف واحدى به كار برده اند كه ما خودمان آنها را ابداع نكرده ايم، بلكه ترجمه آن چيزى است كه غربيها گفته اند. اما اينكه فى الواقع جامعه اطلاعاتى بايد داراى چه مؤلفه هايى باشد كه ما به آن نام جامعه اطلاعاتى اطلاق كنيم، اتفاق آرا وجود ندارد. هر فردى، باتوجه به رويكردها و تخصص خود، جامعه اطلاعاتى را تعريف مى كند. لذا از اين جامعه تبيين هاى گوناگونى به دست داده اند. برخى شرط لازم براى جامعه اطلاعاتى را حضور فعال فناورى اطلاعاتى دانسته اند، برخى انباشت اطلاعات، گروهى ميزان مصرف اطلاعات و جمعى نيز دسترس پذيرى اطلاعات، را ملاك قرار داده اند اما اين همه، شرط لازم براى چنين جامعه اى است و هيچ يك به تنهايى قادر به ايجاد جامعه اطلاعاتى نيست. در عين ضرورت اين گونه ويژگى ها، شرط پنهان ديگرى وجود دارد تا بتواند اين عناصر را با يكديگر پيوندى معقول دهد و در عين حال ضرورت حضور يكايك آنها نيز حس شده و به تبع نياز شكل گرفته باشد. برخى رويه هاى فرهنگى در ساختارهاى اجتماعى، آموزشى و سازمانى ايران وجود دارد كه تا مسيرى صحيح نيابند واصلاح نشوند حضور همگى شرايط لازم نيز قادر به شكل دهى جامعه اطلاعاتى نخواهد بود. اين رويه ها در نظام خانواده، نظام آموزشى، تعاملات اجتماعى و روابط شغلى و سازمانى نفوذى عميق و گسترده دارند و به سرعت و سهولت نيز قابل تغيير نيستند، بلكه اصلاح آنها برنامه ريزى بلندمدت مى طلبد.

 در آثار مدافعان غربى، جامعه اطلاعاتى چه معيارى را مى توان براى تشخيص اين نوع جامعه، جست وجو كرد؟

> معيارهايى كه در آثار مدافعان جامعه اطلاعاتى آمده، عمدتاً از نوع مصداقى است. يعنى جوامعى را به مثابه نمونه هاى جامعه اطلاعاتى عنوان كرده اند، از قبيل ايالات متحده، ژاپن، سنگاپور و... ولى رويكرد مصداقى دواشكال اساسى دارد، نخست آنكه شرايط جامعه اطلاعاتى، به دليل ابهامى كه در تعريف شرايط وجود دارد، به درستى در آن جوامع تحقق نيافته اند ديگر آنكه در اين جوامع نابهنجارى هايى نيز پديد آمده كه ممكن است جزو ويژگى هاى جوامع اطلاعاتى تلقى شود. به بيان ديگر، ممكن است اين امر اينگونه تعبير شودكه براى سنگاپور شدن يا ژاپن شدن بايد كليت آن جامعه را پذيرفت و به عواقب آن نيز تن داد.

گويى سياستگذاران جامعه اطلاعاتى ندا درداده اند كه هرگاه مايل به تبديل به جامعه ما به عنوان جامعه اطلاعاتى هستيد مى بايست انگاره هاى ما را در كليتش بپذيريد. معيار آرمانى كه من بر آن تكيه دارم، جامعه اطلاعاتى را مستقل از مصاديق موجود ارزشگذارى مى كند و چون بر آن نيست كه مصداق را نمونه جامعه اى اطلاعاتى قلمداد كند، ناگزير از ارائه توصيف هايى از جامعه اطلاعاتى است كه براساس آن بتوان هم، الگويى مفهومى از چنان جامعه اى به دست داد وهم، ابزارسنجشى براى تمييز ميان جامعه اطلاعاتى و غيراطلاعاتى فراهم آورد.

\\ پس مى توان چنين فرض كرد كه اگر يك مدل آرمانى براى جامعه اطلاعاتى در نظر بگيريم مبنى بر اينكه قرار باشد همه جوامع به آن دست يابند، همان بحث جامعه جهانى ولى به شكل ديگرى خواهد بود.

> دقيقاً. اگر نتوان گفت كه براى اطلاعاتى شدن براى هر جامعه اى نسخه متفاوتى صادر كرد وهمه بايد به يك سمت پيش روند، اين همان مى شودكه همگان از آن به عنوان جامعه جهانى ياد مى كنند. جامعه اى كه به عقيده من، اصلاً وجود خارجى ندارد. ما چيزى به عنوان جامعه جهانى نداريم. آن چيزى كه ما سهواً از آن به نام جامعه جهانى ياد مى كنيم، شبكه اى است از جامعه واقعى دنيا، كه چون با هم مرتبط مى شوند، اسم آن را جامعه جهانى گذاشتيم.

ارتباط پيدا كردن اين جوامع با هم، ويژگى هاى هر يك از اين جوامع را تغيير نمى دهد. مگر اينكه ما جامعه الگو داشته باشيم و همه جوامع به آن سمتى بروند كه به آن جامعه الگو نزديك شوند.
آنچه كه در حال حاضر در نظام فعلى در حال پيش رفتن است، اين است كه همه به سمت الگويى پيش روند كه جوامع پيشرفته براى آنها تعريف كرده اند، كه البته اينجا بحث ديگرى پيش مى آيد كه عده اى ديگر در اين مورد به بحث و مناظره مى پردازند كه آيا جهانى شدن به معناى مستحيل شدن در فرهنگ و جامعه ديگر است؟ يعنى اينكه همه كشورها، مؤلفه هاى خودشان را نديده بگيرند، براى اينكه بتوانند با آن الگوسازگار باشند؟ در حال حاضر، اين هراسى است كه تنها محدود به كشورهاى جهان سوم نيست، بلكه كشورهاى اروپايى چون فرانسه و آلمان هم از آن در هراسند.

\\ آيا مى توان در مدل جامعه اطلاعاتى آرمانى چنين در نظر گرفت كه در عين اينكه هر كشورى مؤلفه ها و ارزشهاى ملى خود را حفظ مى كند، ولى با وحدت و اتحاد همراه با ساير ملل، به تبادل اطلاعات در حوزه هاى مختلف بپردازد؟ يعنى چيزى كه ما از يك جامعه جهانى انتظار داريم؟
> شما هم در واقع به همان مسيرى اشاره مى كنيد كه من به آن پرداخته ام. معناى آن از نظر علمى اين است كه هر جامعه اى آرمان خاص خودش رادارد. ولى وقتى شما مى گوييد كه هر كشورى مؤلفه هاى خودش را حفظ كند و عناصر فرهنگى خودش را از دست ندهد، به اين معنا خواهد بود كه همه عناصرش چه مثبت و چه منفى را حفظ كند ولى الزاماً اينطور نخواهد بود. اگر بخواهد عناصر مثبتش را حفظ كند، آرمانى خاص آن جامعه يا دست كم خاص مجموعه اى از جوامعى كه داراى نقاط اشتراك هستند، شكل مى گيرد. آنها مى توانند اين آرمان را براى خودشان تعريف كنند ولى الزاماً اين آرمان به معناى آرمانى در كشور ديگرى با مؤلفه هاى ديگر نخواهد بود. مثلاً همه مى دانيم كه آموزش و پرورش دركشور سوئد بسيارقوى عمل مى كند.

ولى مى دانيد كه آموزش با فرهنگ يك جامعه عجين شده است . خوب حالا اگر فردى به عنوان متخصص بخواهد آن نظام را دركشور خود اجرا كند، در عمل خواهيم ديد كه بايد بخشهايى از آن را حذف كند، چون با ارزشهاى جامعه اش نمى خواند وحالا اگر برخى از ارزشهاى مخصوص آن جامعه را به دليل عدم كارايى در جامعه خودحذف كند ، ديگر آن الگو نخواهد بود، الگوى بازسازى شده ، سازگار و تعديل شده با فرهنگ خود.

حال برگرديم به جامعه اطلاعاتى . ما انتظار داريم در جامعه اطلاعاتى چه اتفاقى بيفتد؟ اعم از اينكه در حال حاضر آيا جايى وجود دارد كه اين اتفاقات بيفتد يا نه؟
> اعتقادم اين است كه جامعه آرمانى اطلاعاتى ، جامعه اى است كه بدون داشتن اطلاعات صحيح ، در هيچ زمينه اى اقدام به تصميم گيرى نمى كند. جامعه اطلاعاتى دراين نگرش آرمانى ، جامعه اى است كه در آن ، شرايط دسترسى به اطلاعات براى همگان فراهم باشد تا بتوانند آزادانه درباره كاربرى آن تصميم بگيرند. جامعه اطلاعاتى ، جامعه اى نيست كه تنها نخبگان آن با اطلاعات محشور باشند. اگر بپذيريم كه آحاد جامعه بايد از دسترسى به اطلاعات، به عنوان حقى اجتماعى، برخوردار باشند، هيچ مانعى نبايد اين دسترسى پذيرى را مختل سازد. هيچ نابينا يا ناشنوا يا معلول جسمى يا ذهنى را نمى توان از اين حق محروم كرد ، يعنى شرايط استفاده از اطلاعات را بايد متناسب با توانمندى هاى آنان فراهم ساخت.

هيچ جامعه اى را نمى توان يافت كه از رشد وتوسعه بهره مند باشد و اطلاعات تنها در قلمرو محدودى از لايه هاى بالاى هرم اجتماعى ـ خواه هرم سياسى ، يا اقتصادى ، يا آموزشى، و يا فرهنگى ـ جريان يابد و قلمروهاى پايين تر هرم كاملاً با اطلاعات واقعى بيگانه باشند و حتى لزوم آن را حس نكنند. تعامل اجتماعى به معناى داد وستد اطلاعاتى زمانى در كل جامعه روى مى دهد كه با به كارگيرى مجراها و رسانه هاى مناسب و زبان مشترك ، شرايط يكسان براى آحاد جامعه فراهم آيد. اطلاعات عينى جايگزين اطلاع سازى شود و اين اطلاعات چنان درعرصه هاى مختلف اجتماعى نفوذ يابد كه ادامه حيات اجتماعى ، به معناى وسيع ، بدون آن ممكن به نظر نرسد. اطلاع باورى، يعنى تن دادن به ضرورت گريزناپذير اطلاعات ، بايد در عرصه هاى اجتماعى ، سياسى ، اقتصادى ، آموزشى وفرهنگى نهادينه شود وحذف آن به اختلال حتمى وقطعى نظام تصميم گيرى بينجامد.

پس چنين جامعه اى لزوم تخصصها را نيز ايجاب مى كند.
> قطعاً همين طور است . اولاً چنين جامعه اى هرگز و هرگز اطلاعاتى را كه بابت آن نيرو، زمان و سرمايه صرف شده را بى اعتبار نخواهد كرد. يعنى قدر آن اطلاعات را خواهد دانست. ثانياً آنكه وقتى هرفردى بخواهد از اطلاعات در هرمسيرى استفاده كند، و آن را به كار بندد، لزوماً مى بايست تخصص بكارگيرى آن اطلاعات را نيز فرا گيرد. بنابراين لزوم تخصصها در يك جامعه اطلاعاتى اهميت پيدا مى كند. در چنين فضايى است كه حضور فناورى اطلاعات، پديدآمدن مشاغل اطلاعاتى ، اطلاع مدار بودن نظام هاى مديريت سازمانى ، اقتصاد اطلاعات، و مفاهيم مرتبط ديگر ، نقش اصلى خود را ايفا مى كنند و وجود تخصصهاى هريك از اين زمينه ها بيش از پيش احساس مى شود.

\\ اكثر انديشمندان جامعه اطلاعاتى را براساس توسعه اقتصادى تعريف مى كنند. به عبارتى معيارهاى اقتصادى را بيش از ديگر معيارها درنظر مى گيرند، و به لزوم سهم بازارهاى جهانى در چنين جامعه اى تأكيد دارند. حال باتوجه به اهميت نظام آموزشى، سهم معيار آموزش در جامعه اطلاعاتى چقدر است؟
> گرچه داشتن اوقات فراغت، كه خود حاصل فراهم بودن شرايط اقتصادى و معيشتى آحاد جامعه است ، شرط عمده اى در استفاده از منابع اطلاعاتى است و ارزشگذارى هاى استخدامى وشرايط استمرار و دوام مشاغل را مى توان موكول به داشتن اطلاعات روزآمد وآشنايى با مهارتهاى جديد كرد ولى نبايد از سهم آموزش درچنين جامعه اى غفلت كرد. روشهاى تدريس معلمان و ارزشگذاريهاى دانش تخصصى محصلان را بايد از رويكرد تك متنى در نظام هاى آموزشى به سمت آموزش و يادگيرى خلاق سوق داد و اين امر به بازنگرى جدى در برنامه ريزى هاى آموزشى درسى نياز دارد. نظام آموزشى اقتباسى، يعنى دريافت دروندادى مشخص و يك سو وارائه بروندادى با همان ساختار و محتوى .

كه اين درنگرش سيستمى به بيمارى سيستم تعبير مى شود. سيستمى كه قادر به تبديل ماده خام ورودى به ماده پردازش شده خروجى نيست.

در فراگيرى خلاق، قابليت هاى فردى شناسايى مى شود واطلاعات مرتبط با استعدادها و علائق در اختيار قرار مى گيرد. فراهم آوردن شرايط دسترس پذيرى به اطلاعات در فراگيران شرط لازم براى قبول و دريافت اطلاعات مورد نياز است. تا چنين شرطى فراهم نشود. نمى توان انتظار داشت كه نيازها از حد درس نامه هايى كه از قبل بسته بندى شده است فراتر رود. چون نه نيازى فراتر از آن فراهم مى شود و نه ذائقه اى براى تجربه كردن فراتر از آن غذاى كنسرو شده تقويت مى شود. طبعاً آگاهى از توليدات متنوع بازار نيز حاصل نمى شود. كشش به سمت بازار توليد منوط به آگاهى از توليدات بازار است و آگاهى پيش زمينه اى است كه مى بايست در نظام هاى آموزشى فراهم آيد.

 نقش دانشگاهها، به عنوان آموزش عالى در جامعه اطلاعاتى چه ميزان است؟
> تمام آنهايى كه نقش توليد، ساماندهى و دسترس پذيركردن اطلاعات را دارند، سهم عمده اى مى توانند داشته باشند. يعنى دانشگاه خودش را صاحب اين رسالت بداند كه عمده فعاليتش توليد اطلاعات درست موردنياز عرصه هاى مختلف اجتماعى است، و كاربران آن اطلاعات درعرصه واقعى منتظرند تا اطلاعات مورد نيازشان به صورت صحيح در اختيارشان قرار گيرد. بنابراين مراكز آموزشى و پژوهشى و در واقع مراكز عالى آموزشى و پژوهشى به علت نقش و رسالتى كه دارند بايد اين توانايى و تحمل را داشته باشند كه به در دسترس پذير كردن اطلاعات، بپردازند. عرصه واقعى اعم از اينكه صنعت باشد يا هر چيز ديگر، در بيرون از نهادهاى عالى آموزش، حق دارند كه انتظار داشته باشند كه اطلاعات مورد نياز، توسط اين نهادها آماده سازى شود. اگر اين پيوند به درستى صورت گرفته باشد، آن هنگام حركت دانشگاه بدون عنايت به نيازهاى واقعى جامعه صورت نخواهد گرفت.

اين پيوندى كه تحت نامهاى مختلف صنعت و دانشگاه ومسائلى از اين نوع صورت مى گيرد، اين ارتباط در آن حد نيست كه نيرويى در اينجا تربيت شود كه بتواند در صنعت مورداستفاده قرار بگيرد، بلكه تنها يك ارتباط مستمر ميان آنهاست. يكى از فعاليتهايى كه در نظام آموزش عالى دردنيا خصوصاً در اروپا و آمريكا اتفاق مى افتد، اين است كه عرصه هاى واقعى مثل كارخانه يا شركت يا جايى كه كارى انجام مى دهند، هرگاه با مسأله اى روبرو شوند، مى خواهد افت فروش باشد يا كاهش كيفيت كالا، خودشان به تنهايى در جهت رفع مشكل اقدامى نمى كنند، بلكه مسأله را در اختيار نهادهاى آموزشى و پژوهشى قرار مى دهند تا با تحقيقات و پژوهشهايى در اين زمينه، راه حل مناسب و دقيقى ارائه دهند و اين كار ، كاملاً بصورت يك امر طبيعى در آن كشورها اتفاق مى افتد و اين پيوند، پيوند معنى دار است كه دانشگاه خودش را درگير عرصه هاى واقعى مى كند.

 در فعاليت هاى فرهنگى چطور؟ فعاليتهايى كه بيشترين پيوند را با اطلاعات دارند، تا چه حد اين اطلاعات در عرصه هاى متعدد آن نهادينه شده است؟
> به نكته جالبى اشاره كرديد. در فعاليتهاى فرهنگى كه بيشترين پيوند را با اطلاعات دارد، عرصه هاى متعددى را مى توان يافت كه اطلاعات در آنها نهادينه نشده است. آزمون نهادينگى براساس رويكرد سيستمى، آن است كه هرگاه عنصرى از يك نظام يا سيستم حذف گردد، كاركرد كل سيستم دچار اختلال شود. آيا كتابخانه آموزشگاهى در مدارس نهادينه شده است؟ براى پاسخ به آن مى توان اين عنصر را از آن مراكز حذف كرد و سپس عملكرد نظام آموزشى را مورد مطالعه قرار داد. آيا اختلالى در عملكرد سيستم پديد مى آيد؟

اگر عمل حذف را با آبدارخانه انجام دهيم، چه روى خواهد داد؟
اگر در پاسخ خود صادق باشيم ، براحتى مى توانيم دريابيم كه كداميك نهادينه شده است. واكنش هاى ساير عناصر سيستم نسبت به تعطيل هر يك از اين دو، گواه صادقى بر نهادينه بودن آنهاست . آيا تعطيل كتابخانه هاى عمومى، نظام اجتماعى ما را مختل خواهدكرد؟ اگر پاسخ ما مثبت شده و در پاسخ خودصادق باشيم، آنگاه مى توانيم ادعا كنيم كه كتابخانه عمومى به عنوان مجرايى براى دستيابى به اطلاعات و عاملى براى ارتقاى معرفت فرهنگى نهادينه شده است. واقع امر اين است كه بسيارى از عناصرى كه درنظام جامعه عمل مى كنند، بيشتر از نوع «باب بودن» است تا واقعيتى گريزناپذير.

كتابخانه داريم چون باب است، رايانه بايد دم دستمان باشد چون باب است، به اينترنت متصل هستيم چون باب است و نبود آنها را حمل بر عقب ماندگى مى كنند. زمانى مى توان آنها را واقعيتى گريزناپذير دانست كه حذف هريك از آنها اثرى تعيين كننده برجاى بگذارد.

 آيا درجامعه اطلاعاتى، مهارت همراه با دانش مهم است؟ بدين معنا كه مهارت از مرتبه نازل ترى ازدانش قراردارد؟
> وقتى شما صحبت از مهارت مى كنيد، مهارت، معرفتى است كه كاربرى پيداكرده است. اين معرفت مى تواند به صورت مكتوب و مضبوط وجودداشته باشد كه درنهايت صورت كاربرى پيداكند. اولين كسانى كه اين قضيه را مطرح كردند. ژاپنى ها بودند كه دانش را به دو دسته عيان و نهان تقسيم كردند.

دانش عيان، همان دانشى است كه فرد مكتوب مى كند. به صورت مقاله و كتاب و... ولى از آنجايى كه هيچكس قادرنيست همه آنچه در ذهنش است، روى كاغذ بياورد ولى در ذهنش باقى مى ماند و اين دانشى است كه ممكن است هيچگاه تبديل به دانش عيان نشود. پس نيروى انسانى، دانشى درخود محفوظ دارد كه بخشى ازاين دانش را توانسته به صورت نمادهاى كلامى عرضه كند و اين نيروى انسانى بايد پيوسته حضور داشته باشد و همين نيروهاى انسانى داراى معرفت كه مى توانند از آن در شكل كاربرى استفاده كنند، هرگز نبايد دست كم گرفت.

\\ طبق نظريه ميشل فوكو در «شجره شناسى قدرت»، دانش ايجادكننده قدرت است. فوكو معتقداست معرفت موجد قدرت است. ابتدا معرفت، فرد را برمى انگيزاند و بعد بر او مسلط مى شود ودرطول تاريخ، اين سلطه معرفتى روبه تكامل است. حال سؤال من اين است كه آيا ما لزوماً درجامعه اطلاعاتى با گسترش دانش و اطلاعات به چنين سلطه و قدرتى خواهيم رسيد؟
> ببينيد، اصولاً در ذات دانايى، قدرت است. چنانچه فردوسى، قرنها پيش گفت: «توانا بود هركه دانا بود» وامروز وقتى به اصطلاح انگليسى آن «knowledge is power» را مى شنويم، فكرمى كنيم كه حرف جديدى زده شده است. وقتى شما صاحب دانشى باشيد، مى توانيد براساس آن دانش، مهارتهايى را كسب كنيد و انتظاراتى را كه از آن دانش حاصل شده به دست مى آوريد و همين نكته شما را داراى قدرت مى كند كه علاوه بر دانش و مهارت، اختيار آن هم داريد كه در عده خاصى تنها اين دانش را قراردهيد. شما درطول تاريخ فرهنگ مى بينيد كه بسيارى از سودگرانى كه مى خواستند جامعه درجهل بماند، خودشان جاهل نبودند، تنها با استفاده از دانش و قدرتى كه ناشى از آن دانش است، عده اى را در جهل نگاه داشتند.

كشورهاى جهان سوم به كتابها، مجلات، مقالات و توليدات علمى و فناورانه غرب نيازدارند. همه اينها را تحت عنوان دانش از آن ياد مى كنيد و اين دانش و معرفت همراه با قدرتى كه زاينده آنهاست، توانسته اقتصاد كشورهاى جهان سوم را به سمت خود كشد.

حال اين امر طبيعى است كه دانايى در ذات خود، مولد قدرت و سلطه است ولى اينكه صرفاً از جامعه اطلاعاتى، انتظار قدرت وسلطه داشته باشيم و تنها براى اين هدف به افزايش دانش درحوزه هاى مختلف دست بزنيم، اصلاً اينطور نخواهدبود. يكى از تبعات جامعه اطلاعاتى، توليدقدرت است، ولى همه تبعات نيست و اين بايد مدنظر قراربگيرد.

 آقاى دكتر! درحال حاضر جامعه ايران دركجاى اين مسير ايستاده است؟ آيا جامعه ما درمسير دستيابى به جامعه اطلاعاتى درمرحله جنينى است يا جلوتر؟
 وقتى ما مى گوييم درحد جنينى كه كشورهايى عقب تر ازما نباشند، ولى وقتى ما با كشورهايى دردنيا مقايسه مى شويم، به اين نتيجه مى رسيم كه ازحالت جنينى خارج شده ايم. نوعى بيدارى در مديريتها، افزايش حد انتظارات جوانان از جامعه و نهادهاى آن و تلاش براى معرفت مدارى نويدبخش رسيدن به يكسرى ويژگيهايى است كه ما را براى رسيدن به منزلهايى كه جهت وصول به جامعه اطلاعاتى لازم است، هدايت مى كند. لذا هرگاه قرار باشد، در دو دهه آينده، ايران به سمت جامعه اطلاعاتى پيش برود مى بايست برنامه ريزى هاى دقيقى در عرصه هاى مختلف اجتماعى صورت گيرد و اجراى آنها نيز در برنامه هاى توسعه اى لحاظ گردد

      به نقل از پایگاه اطلاع رسانی کتابداران

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعت 16:45  توسط حسین یاری فیروزآبادی   |  یک نظر

 

گذري در دالان حرفه كتابداري

اشاره:
كتابخانه ها از ديرباز محل گردآوري منابع مكتوب فرهنگي، علمي و فني و اشاعه اطلاعات سازمان يافته در ميان گروههاي مختلف استفاده كننده بوده اند. پيشرفتهاي جوامع بشري و نيز رشد سريع اطلاعات موجب تربيت نيروي انساني متخصصي شده تا بتوانند شرايط دسترسي به دنياي  اطلاعات و داد و ستدهاي اطلاعاتي را فراهم كنند.
در رشته كتابداري دانشجويان با اهميت نقش كتابخانه، كتابداري و اطلاع رساني در گسترش فرهنگ، علوم و فنون در جامعه بشري و ايجاد توانايي لازم براي انجام امور تخصصي كتابخانه ها و مراكز اطلاع رساني آشنا مي شوند و در اين راستا دانشجويان مهارتهاي لازم را در جهت انجام كار در انواع مختلف كتابخانه ها و مراكز اطلاع رساني را كسب مي كنند. با تمام اين تفاصير اين رشته هنوز جايگاه خود را در ايران پيدا نكرده است .

واژه کتابداری به عنوان برابر واژه انگلیسی "Librarianship" انتخاب شده است. دانشمند بزرگ، شیالی رانگاناتان زمانی که در دههٔ ۱۹۳۰ از انگلیس به هندوستان بازگشت و درصدد راه‌اندازی این دانش نوین در هند برآمد، جامعه هند در فهم این واژه مشکل داشتند و در نتیجه ایشان واژه جدید " Library Science" یعنی علم کتابداری را جایگزین آن واژه نمود. امروزه در امریکا این واژه بیشتر بکار گرفته می‌شود. واژه كتابداري معادل واژه علم« كتابداري» است اساس اين علم به گردآوري ، نگهداري ، سازماندهي و استفاده از رسانه اي ارتباطي مدون مي پردازد. دكتر عباس‌ حري‌ استاد علوم‌ ارتباطات‌ و كتابداري‌ دانشگاه‌ تهران‌ نيز در معرفي‌ كتاب‌ و علم‌ كتابداري‌ مي‌گويد: كتاب‌ داراي‌ دو معني‌ است‌. يكي‌ معناي‌ محدود و با دامنه‌اي‌ بسته‌ كه‌ همان‌ اوراق‌ مكتوب‌ به‌ هم‌ پيوسته‌ و جلد شده‌ است‌ و اصطلاحا به‌ آن‌ صورت‌ گوتنبرگي‌ كتاب‌مي‌گويند و ديگري‌ معناي‌ گسترده‌ آن‌ است‌ كه‌ به‌ هر اثري‌ كه‌ به‌ گونه‌اي‌ ثبت‌ و ضبط‌ شده‌ باشد، گفته‌ مي‌شود. از اين‌ ديدگاه‌; نوار، صفحه‌، لوح‌ فشرده‌ و حتي‌ آنچه‌ دراينترنت‌ قابل‌ دسترسي‌ است‌، "كتاب‌" تلقي‌ مي‌شود. پسوند "داري‌" در كتابداري‌ نيز به‌ معناي‌ اداره‌ كردن‌ و مديريت‌ كردن‌ كتاب‌ در همان‌ معناي‌ گسترده‌ آن‌ است‌. بنابراين‌ كتابداري‌ به‌ سامان‌ دادن‌ كتاب‌ مي‌پردازد.
علوم کتابداری و اطلاع‌رسانی، دانشی است که به مطالعه و بررسی شیوه‌های گوناگون تولید دانش، گردآوری منابع اطلاعاتی (کتاب، مجله، لوح فشرده، بانک‌های اطلاعاتی، پایگاه اطلاعاتی، اینترنت و وب)، سازماندهی، بازیابی و اشاعه این منابع و محمل‌های اطلاعاتی می‌‌پردازد و در این راستا تلاش می‌نماید که در وقت خواننده یا کاربر صرفه‌جویی نماید. در دههٔ ۱۹۷۰ با اختراع ریزرایانه‌ها و در سال۱۹۹۰ با اختراع وب و ورود این فناوری‌های نوین اطلاعاتی به پهنه کتابخانه‌های جهان این دانش نیز دچار دگرگونی‌های گسترده‌ای شد. در نتیجه پژوهشگران و استادان این رشته درصدد تغییر نام آن برآمدند و واژه " Information" یعنی "اطلاعات" یا "اطلاع‌رسانی" نیز به نام این دانش اضافه شد و امروز از آن به عنوان " Information Science " & Library یا علوم کتابداری و اطلاع‌رسانی یاد می‌شود. اگرچه در انگلستان و برخی کشورهای دیگر با عناوین دیگری از جمله " Information Studies" و " Information Managment" نیز از آن یاد می‌شود.   .
تاريخچه كتابداري در ايران به شكل آكادميك و دانشگاهي از سال 1340 به بعد بوده است. اولين دوره آن در دانشگاه علوم تربيتي دانشگاه تهران برگزار شد كه تعدادي از اساتيد ايراني و آمريكايي  و انگليسي اين دوره‌ها  را  ابتدا در مقطع كارشناسي و بعدها در مقطع كارشناسي ارشد اداره مي‌كردند؛ كم‌كم اين آموزش‌ها به صورت غير آكادميك به صورت آموزش‌هاي ضمن خدمت در برخي از كتابخانه‌هاي عمومي و دانشگاهي در همان سال‌ها برگزار شد همچنين اساتيد كتابداري، دوره‌هاي كتابد‌اري را براي كتابخانه‌هاي عمومي كشور و برخي كتابخانه‌هاي دانشگاهي برگزار كردند. اين دوره‌ها، كوتاه مدت بود و بعضي كارگاهي و بعضي نيز شكل تئوري و نظري اين رشته را مطرح مي‌كردند.


كتابداري؛ شغل يا حرفه؟
   
اغلب اوقات اين سوال مطرح است كه آيا كتابداري يك حرفه است يا نه ؟پاسخ به اين سوال بستگي به اين دارد كه آيا كتابداري از ويژگي هاي اصلي يك حرفه برخوردار هست يا نه .؟
در حقيقت آيا كتابداري از ويژگي هاي اصلي يك حرفه برخوردار هست يا نه ؟
از ويژگي هاي اصلي يك حرفه عبارتند از :
1-
شامل مجموعه اي از دانش تخصصي و مهارتهاي فني باشد .
2-
داراي نظامنامه اخلاقي و استاندارد رفتاري در حوزه تخصصي باشد .
3-
دستيابي به سطح بالايي از استاندارد عملكردي از سوي متخصصان مهيا باشد.
4-
تعهد به ارائه خدمات عمومي به عوض كسب درآمد مالي در اولويت باشد .
5-
سازمان رسمي براي حمايت از حرفه اي شدن را طراحي كرده باشند
   
اگر شخصي تحليل هاي جامعه شناسان را درباره كتابداران بخواند ، خواهد ديد كه اغلب آنها بر اين سوال بجا تمركز كرده اند كه آيا كتابداري يك حرفه است يا خير؟ متون جامعه شناسي ،کتابداري را يک نيمه حرفه اي مي داند . اين متون، يک حرفه ي کامل يا تمام-حرفه اي را هياتي سازمان يافته از کارشناسان مي داند که اشکال خاصي از دانش رمز گونه را در موارد خاصي به کار مي برند.
-
تمام-حرفه اي ها نظام آموزشي و ضرورتهاي رسمي دارند.
-
همچنين داراي رمز هاي اخلاقي يا قوانين رفتاري مي باشند .
-
همچنين آنها در قبال  خدمات (البته موفق)هزينه مي گيرند.
 
براي پرسيدن اين سوال  در باره ي آينده کتابداري ، بايد درباره ي  تکامل و تحول مطلوب کار کتابداران بحث شود و اينکه پيامد هاي آن تکامل براي حرفه چه مي تواند باشد ؟واضح ترين و احتمالا مهمترين نيروي اجتماعي که اکنون کتابداري را تحت تاثير قرار مي دهد تغييرات تکنولوژيکي است. بعضي از تغييرات تکنولوژيکي انجام کار هاي قديمي را به شکلي ساده تر فراهم مي سازند. مثلا نمايه سازي کليد واژه اي ما را قادر مي سازد که سريعتر کتابشناسي ها را ايجاد کنيم  ، اطلاعات فهرستنويسي پيوسته انجام كارهاي خدمات فني را تسريع مي بخشد .
در بافت دوم ،حرفه کتابداري با حرفه هاي ديگر در ارتباط است . علوم رايانه و برنامه نويسي، مديريت ،اقتصاد،روانشناسي و غيره همه و همه تاثير زيادي در اين حرفه دارند که تغيير هريک مي تواند به تغييرات ساختاري و بنيادي در حرفه ي کتابداري منجر شود.مثلا با ظهور موتورهاي جستجو (که اکنون اساس بازيابي در محيط سايبراسپيس مي باشد)و محصول تلاش متخصصان زيادي است،کار بازيابي مدرک که از وظايف اصلي کتابداران است تا حد زيادي تسهيل شده است .


كتابداري نوين
پيشرفتهاي دنياي كنوني كتابخانه ها را نيز دگرگون كرده و براي آنها، دنياي وسيعي از اطلاعات را در يك مكان كوچك و حتي بدون ديوار فراهم آورده است. "كتابخانه هاي رقمي" يا "كتابخانه هاي الكترونيكي" شكلي از كتابخانه هاي آينده خواهند بود كه مواد اطلاعاتي آن ها را الواح هاي ليزري و شبكه هاي اطلاعاتي تشكيل مي دهد. با گسترش شبكه هاي رايانه اي و مواد چندرسانه اي كه مي تواند تركيبي از متن، تصوير، صدا و احتمالاً حس بويايي باشد، آموزش بعد تازه اي خواهد يافت و ما شاهد مدارس و دانشگاههاي مجازي خواهيم بود.
 
وجود شبكه ها و پايگاههاي بزرگ اطلاعاتي، افراد را از مراجعه به كتابخانه بي نياز نخواهد كرد چرا كه اطلاعات موجود در شبكه ها چنان وسيع و متنوع است كه افراد كارآزموده نيز در استفاده از آن ناتوان هستند. با وجود ابزارهاي پيشرفته ي جست و جو در اينترنت ،به ادعاي يكي ازنشريات 90درصد اطلاعات موجود در اينترنت ازدسترس جست جو گران دور مي ماند و از سوي ديگر از آنجايي كه آموزش، يك سرمايه گذاري ديربازده است، و هزينه هاي جست و جو و خريد اطلاعات در اين گونه شبكه ها بسيار بالاست و دانش آموزان و دانشجويان و حتي استادان دانشگاه نمي توانند چنين، هزينه هايي را بپردازند، به همين دليل كتابخانه ها مي توانند با گزينش مواد آموزشي و تفكيك آنها از ساير اطلاعات در كم كردن هزينه و اتلاف وقت دانشجويان و دانش آموزان صرفه جويي كنند. در مجموع كتابخا نه هاي آينده بايد محل تلاقي نيازهاي استفاده كنندگان و انبوه اطلاعات پايگاهها باشند و كتابداران خود را براي رويارويي با دنياي عظيمي از اطلاعات و طيف وسيعي از نيازها و خواسته ها آماده كنند و با به خدمت گرفتن ابزارهاي مناسب و بهبود سازو كارهاي اطلاع يابي و اطلاع رساني خود به رشد جوامع انساني كمك كنند .
كتابداران نيز ناچار شدند مهارتهاي لازم براي استفاده از رايانه ها را فرا گيرند. ورود طرح فهرستنويسي ماشين خوان (مارك MARC)و گسترش بنگاههاي كتابشناختي تحول بزرگي در كار فهرست نويسي و تبادل داده هاي كتابشناختي به وجود اورد. در ايران نيز چنين تحولي اغاز شده و به تدريج كتابخانه هاي دانشگاهي و تخصصي وارد مرحله عملي استفاده از برنامه هاي رايانه اي شده اند.


پيامدهاي شرايط جديد براي حرفه كتابداري و اطلاع رساني
   
مروري بر مباحث كتابها، مجله ها و مقالات همايشهاي كتابداري و اطلاع رساني در سالهاي اخير بيانگر توجه خاص انديشمندان اين حرفه ، به چنين مقوله پر اهميتي است. در بيشتر اين متون، انديشمندان تلاش كرده اند تا از زواياي گوناگون، از جمله از جنبه هاي آموزشي، پژوهشي، فرايندهاي كاري و بازخوردهاي اجتماعي، به بررسي پيامدهاي ناشي از تحولات بپردازند. برخي از پيامد هاي مطرح عبارتند از:
 1.
كاهش ارتباط حضوري كتابداران و اطلاع رسانان با نيازمندان اطلاعات (به دليل دسترسي مستقيم و بي واسطه كاربران به نظامهاي اطلاعاتي از محل كار، منزل و يا كافي نت ها)
2.
افزايش دشواري در گزينش اطلاعات كيفي (به دليل افزايش حجم انبوه اطلاعات و گم شدن اطلاعات با كيفيت)
3.
افزايش دشواري در سازماندهي اطلاعات (به دليل افزايش حجم انبوه اطلاعات و تنوع در منابع اطلاعاتي)
4.
عدم كارآيي شيوه ها و ابزارهاي سنتي براي سازماندهي اطلاعات (به دليل تغيير و تحول در محيط اطلاعاتي جديد)
ويژگي ها و توانمندي هاي اساسي حرفه كتابداري و اطلاع رساني
1.
كتابخانه يك نهاد اجتماعي است و بر مبناي نياز جامعه به وجود آمده است،
2.
كتابداري بر مجموعه اي از اصول علمي استوار است،
3.
كتابخانه مهمترين متولي گزينش، فراهم آوري و حفظ دانش متراكم بشري بوده و هست،
4.
كمتر حرفه يا گروهي به اندازه كتابداران داراي دانش و بينش در باره منابع اطلاعاتي است،
5.
منابع كتابخانه ها بر اساس اصولي خاص گزينش مي شود،
6.
كتابداران مهمترين متولي تعيين محتواي نظامهاي اطلاعاتي هستند،


 نتيجه گيري
نظرات بسيار زيادي در باره ي آينده حرفه کتابداري و نقش کتابداران در آينده ارائه شده است .دسته اي ،کتابداران را داياناسورهاي عصر اطلاعات لقب داده اند و عقيده دارند که عمر کتابداران به سر آمده است اما دسته اي ديگر اين  نظريه را رد کرده اند .به نظر مي رسد که نظر گورمن و کراوفورد نظر کاملي باشد.گورمن و کراوفورد ،کتابخانه هاي آينده را چنين به تصوير مي کشند که :
-
آينده يعني هم ارتباطات چاپي و هم ارتباطات الکترونيکي
-
آينده يعني هم متون خطي و هم متون فرامتن
-
آينده يعني هم دخالت کتابداران(در بازيابي اطلاعات)و هم دسترسي مستقيم توسط کاربران
يكي از مهمترين دغدغه هاي اطلاع رسانان و كتابداران آگاهي از آن چيزهايي است كه در آينده در انتظار آنان و حرفه و خدمات آنهاست. روند شتابان تغييرات فناوري در زمينه اطلاع‎رساني و كتابداري سبب گرديده است تا دست اندكاران امر مهم و حياتي مديريت دانش و كتابداري ، حساسيت اين تغييرات را بيش از ديگر كارشناسان درك كنند و با چشماني باز و اذهاني هوشيار خود را آماده تغييراتي نمايند كه دانش و فناوري به زودي نه فقط براي آنان، بلكه براي كليه دست اندركاران امر، اشاعه دانش به ارمغان مي‎آورد.
 
از اين رو مطالعه آينده و كاوش پيرامون آن در چارچوب و قالبي علمي و آنچه كه اين روزها از آن به عنوان آينده پژوهي ياد مي‎شود يكي از مهمترين ضروريات براي كتابداران و اطلاع‎رسانان امروزي است. در حال حاضر سازمان ها و موسسات بسياري دست اندر كار امر آينده پژوهي با گرايش اطلاع رساني و كتابداري هستند.
آينده پژوهان شعار معروفي دارند با اين عبارت كه: ”نبايد منتظر آينده شد، بلكه بايد آينده را ساخت.“ بديهي است كتابداران و اطلاع رسانان نيز نبايد منتظر آينده بنشينند و رويكردي منفعلانه را در اين ارتباط در پيش گيرند، بلكه بايد با ابتكار و خلاقيت زمينه هاي نوآوري در اين عرصه را خودشان ايجاد نمايند و ديگران (از جمله كارشناسان فناوري اطلاعات و ارتباطات) را به گونه‎اي فعال به دنبال خود بكشند و آنان را بر مبناي نيازهاي اطلاعاتي جامعه هدايت كنند.

منابع و مآخذ:
جمالي، فيض اله. كتابداري ايران : گذشته، حال و آينده .مجله الكترونيكي پژوهشگاه اطلاعات و مدارك علمي ايران ، شماره سوم
فتاحي، رحمت الله. تحليل و بازآفريني نقش كتابداران و اطلاع رسانان در عصر تحول ، مجموعه مقالات هفتمين همايش كتابدارن سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور .1382
پاپي ، احمد .
سعادت، عليرضا . مفهوم و جامعيت عنوان كتابداري براي معرفي حرفه .پيام كتابخانه سال هشتم شماره چهارم .ص 46
مالك، محمدرضا. جهاني شدن اقتصاد : از رويا تا واقعيت . تهران : موسسه فرهنگي انديشه معاصر ، 1382
بني اقبال، ناهيد . دانش كتابداري در نظر و عمل . كتاب هفته ، شماره 127 
                                                   
                          
مهدي مقيمي ،كارشناسي ارشد رشته كتابداري و اطلاع رساني 

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعت 15:20  توسط حسین یاری فیروزآبادی   |  نظر بدهید

1. موتور جستجو Altavista http://www.altavista.com
2. موتور جستجو AllTheWeb http://www.alltheweb.com
3. موتور جستجو Ask Jeeves http://www.ask.com
4. موتور جستجو Teoma http://www.teoma.com
5. موتور جستجو Entire Web http://www.entireweb.com
6. پروژه  Open Directory http://dmoz.org
7. موتور جستجو Go http://www.gojester.com
8. موتور جستجو LookSmart   http://www.looksmart.com/r?country=uk
9. موتور جستجو Netscape http://www.Netscape.com  
10. موتور جستجو Gigablast  http://www.Gigablast.com
11.موتور جستجو Overture   http://www.content.overture.com/d
12. موتور جستجوWiseNut  http://www.wisenut.com
13. دایرکتوری  Yahoo http://www.yahoo.com

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 17:34  توسط حسین یاری فیروزآبادی   |  نظر بدهید

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 17:11  توسط حسین یاری فیروزآبادی   |  نظر بدهید

 زندگي ، گرمي دلهاي به هم پيوسته ست تا در آن دوست نباشد همه درها بسته است

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 10:50  توسط حسین یاری فیروزآبادی   |  نظر بدهید

نگاهي به وضعيت كتابداري در ايران و جايگاه كتابداران

نويسنده: پروانه بندپي

براي دريافت <بوف كور> صادق هدايت به كتابخانه رفته بود و از كتابدار مي خواست كه كتاب را برايش بياورد. كتابدار با قيافه اي حق به جانب، آن را منحرف كننده و بي ارزش عنوان مي كرد و از او مي خواست كه قيد آن كتاب را بزند و كتابي ديگر ببرد. گرچه از او اصرار بود و از كتابدار انكار، اما سرانجام موفق شد كتابي را كه معلوم بود سال ها در كتابخانه گرد و غبار خورده، دريافت كند.
    
    يكي دو هفته بعد، آن كتابدار را از كتابخانه برداشتند و يك كتابدار واقعي به جاي او مشغول كار شد.
    
    
    
    كتابداري؛ شغل يا حرفه؟
    
    با اين كه كتابداري در ايران از دهه 1340 پا به عرصه وجود گذاشت، اما هنوز گويا ميان مردم و حتي بسياري از تحصيل كرده هاي ما ناشناخته باقي مانده و جايگاه واقعي خود را نيافته است. بسياري از كتابداران ما دركتابخانه هاي عمومي و كتابخانه هاي دانشگاه ها يا مدرك ديپلم و زير ديپلم دارند و يا تحصيل كرده هاي رشته هاي ديگرند كه اطلاعي از تخصص لازم در اين رشته ندارند و بدون داشتن اطلاعات جامع از رشته كتابداري و ساير علوم، پشت ميز مي نشيند ومهم ترين كارشان برداشتن كتاب از قفسه ، گذاشتن آن در جاي اوليه اش، مهر زدن كارت ها و احتمالاً جريمه كردن كارت دانشجوياني است كه كتاب هاي به امانت برده را ديرتر از موعد بازگردانده اند.
    
    در بسياري از كتابخانه ها مراجعه كنندگان به محض ورود، به سمت كامپيوترها مي روند و سراغي هم از كتابدار نمي گيرند؛ در حالي كه بسياري از فارغ التحصيلان رشته كتابداري آن قدر بر حرفه خود مسلط هستند كه از حضور آنها در كتابخانه هاي تخصصي پزشكي، زبان هاي خارجي و مانند آن بهره مي برند.
    
    حتي به هنگام استخدام كتابدار هم مي بينيم كه از دانش آموختگان رشته هايي چون تاريخ، زبان هاي خارجه و ادبيات فارسي هم دعوت به شركت در آزمون مي شود و اين به عقيده خود كتابداران، توهيني مستقيم به اين رشته و فارغ التحصيلان آن است. زيرا همان گونه كه فارغ التحصيل رشته جغرافي نمي تواند مهندس شيمي باشد، فارغ التحصيلان رشته هاي غير كتابداري هم نمي توانند كتابدار خوبي از آب در آيند.
    
    با وجود قدمت تقريباً 60 ساله اين رشته در دانشگاه هاي ما، كتابداري هنوز در حد يك شغل است و نه حرفه اي كه بتواند افراد متخصص را درگير خود سازد. حضور كتابداران غير متخصص در بسياري از كتابخانه هاي كشور، واگذار كردن مسئوليت رياست كتابخانه ها به افراد غير رشته كتابداري، جامع و كامل نبودن اطلاعات درصد زيادي از كتابداران به دليل علاقه مند نبودن به اين رشته و يا كم توجهي به وظيفه كتابخواني و كم توجهي به نيازهاي هر روزه مراجعه كنندگان و امثال اين موارد، موجب شده كه كتابداري در ايران با وجود پيشرفت اين رشته تا مقطع دكتري، همچنان ناشناخته و پايين تر از جايگاه خود باقي بماند.
    
    در حالي كه بسياري از كتابداران غير حرفه اي در كتابخانه ها مشغول كار هستند و اطلاعات مورد نياز در زمينه هاي گوناگون علمي را ندارند و نيازهاي مراجعه كنندگان سنين گوناگون و تحصيل كرده هاي رشته هاي مختلف را نمي شناسند، چگونه مي توان انتظار داشت كه فرهنگ كتابخواني هم در كشور جا بيفتد و مردم به خواندن كتاب علاقه مند شوند؟
    
    از سوي ديگر، حقوق ناكافي و اندك كتابداران كه شغل فرهنگي دارند، موجب بي انگيزگي و بي علاقگي نسبت به حرفه كتابداري و كوتاهي در انجام كارهاي مربوط به اطلاع رساني مي گردد.
    
    
    
    كتابدار كيست؟
    
    كتابداري دانشي است كه به مطالعه و بررسي شيوه هاي گوناگون توليد دانش و گردآوري و دسته بندي منابع اطلاعاتي شامل نشريه، كتاب، لوح فشرده، اينترنت و وب مي پردازد.
    
    بخشي از اين دانش شامل سازماندهي و بازيابي منابع اطلاعاتي است. با ايجاد صنعت چاپ و گسترش كتابخانه ها در سراسر جهان، حجم دانشي كه توسط موسسات، مراكز دانشگاهي و آزمايشگاه ها توليد مي شود، گسترش زيادي پيدا كرد و به جايي رسيد كه نياز به دسته بندي و سازماندهي اطلاعات به وجود آمد. پس از آن، كتابداري گسترش يافت و زيرشاخه هاي مختلف پيدا كرد. به اين ترتيب كساني كه در اين حوزه، خدمات ارائه مي كردند، ناچار شدند اطلاعات تكميلي و تخصصي تري در اين مقوله كسب كنند. اين امر موجب شد تا اين رشته كم كم به عنوان يك رشته تخصصي وارد دانشگاه ها شود.
    
    به گفته كارشناسان، دانش كتابداري با توجه به روابط دوسويه اي كه با ديگر علوم دارد، به خوبي مي تواند به عنوان راهنماي ساير علوم، نقش برجسته اي ايفا كند.
    
    كتابداران با توجه به آموزش هاي علمي و عملي كه فرامي گيرند، مي توانند نقش بسيار موثري را در ياري رساندن به پژوهشگران داشته باشند. گرچه با تمام پيشرفت هايي كه صورت گرفته، كتابداري در ايران همچنان غريب است و از علوم ناشناخته به شمار مي رود، به گفته يكي از كارشناسان كتابداري، يكي از اساسي ترين مشكلات اين حوزه آن است كه كتابدار به شغلش به عنوان يك حرفه نگاه نمي كند، در حالي كه اگر بداند در نقش يك اطلاع رسان است، به خوب پي مي برد كه براي راهنمايي مخاطب خود، بايد حجم عظيمي از اطلاعات را داشته باشد. بنابراين نقش كتابدار به عنوان يك نقش بسيار محوري و اساسي در جامعه امروز ايراني به شمار مي رود. اگر تا 50 سال گذشته، كتابدار حلقه واسطي ميان بازار نشر و مراجعه كنندگان بود، امروز ديگر واسطه اي بين مراجعه كننده و منابع كتابخانه است.
    
    
    
    نظر كارشناسان
    
    در نشستي كه در مهرماه سال 85 با حضور كارشناسان مربوط به حوزه كتاب برگزار شد و خبر آن را خبرگزاري مهر منتشر كرد، به اين موضوع پرداخته شد كه كتابدار كيست؟ چرا ما به او نياز داريم و اصولاً آيا كتابداري در كشور ما يك شغل ضروري است يا مي توان آن را در شمار مشاغل عمومي و غير ضروري تعريف كرد؟
    
    آيا به همين دليل است كه در كتابخانه ها مسئولان براي صرفه جويي در بودجه هاي خود، اولين شغلي را كه حذف مي كنند، كتابداري است؟ چرا جامعه ما نگاهي تخصصي به اين حرفه ندارد؟ و اصولاً در جامعه اي كه كتابخواني، اولويتي ندارد و شمارگان كتاب در بهترين شرايط از 5 هزار بالاتر نمي رود و كتاب در سبد خريد خانواده ها اصلاً جايي ندارد، كتابداري چه جايگاهي مي تواند داشته باشد؟
    
    نوش آفرين انصاري، دبير اجرايي شوراي كتاب كودك در اين نشست گفت: جايگاه كتابداري را نگاه جامعه به كتاب و اطلاعات مشخص مي كند.
    
    به گفته انصاري، الان توقع جامعه نسبت به كتابداران تغيير پيدا كرده و توقع پاسخگويي در آنها به وجود آمده است، به طوري كه كتابداران نه تنها بايد مراقب مجموعه ها باشند، بلكه بايد كتاب را بشناسند و بتوانند با آن برخورد علمي كنند و آن را طبقه بندي و فهرست نويسي نمايند. در اين صورت متوجه مي شويم كه يكي از مهم ترين تخصص ها و سمت ها و مهم ترين گروه، به يقين كتابداران خواهند بود.
    
    انصاري در ادامه مي گويد: مشكلات موجود در حرفه كتابداري زياد است. تعداد فراواني از دانشجويان اين رشته وقتي كه تحصيلات خود را در دانشگاه تمام مي كنند، براي هميشه در كتابخانه ها منزوي مي شوند؛ در حالي كه نقش اصلي انجمن هاي مربوط، بازپروري، بازآموزي و انتقال انديشه هاي نو به آنها است.
    
    نورالله مرادي، مشاور رياست سازمان اسناد و كتابخانه ملي ايران هم در اين نشست به ضرورت حضور كتابدار و نقش اساسي و محوري او در كتابخانه ها اشاره كرد و گفت: در بعضي از كتابخانه ها كتابدار ظاهرا ً از دور خارج شده، به طوري كه مراجعه كننده خود، مستقيم به سراغ كتاب مي رود و از طريق سيستم نرم افزاري كتابخانه يا از طريق اينترنت با تمام دنيا تماس برقرار مي كند. در چنين احوالي به نظر مي رسد كه كتابدار، عضوي زايد از كتابخانه است در حالي كه اگر كتابدار نبود، آن نرم افزار كتابخانه و اينترنت هم ايجاد نمي شد تا مراجعه كننده به راحتي بتواند به منابع مورد نياز خود دسترسي پيدا كند.
    
    كامران فاني، مشاور علمي سازمان اسناد و كتابخانه ملي ايران نيز در باره جايگاه كتابداري در ايران و ضرورت حضور كتابدار در كتابخانه ها گفت: حتي اگر كارهاي اطلاع رساني، ماشيني تر و غير انساني تر شود، باز كتابدار را نمي توان حذف كرد، چون عنصر انساني هميشه عامل تعيين كننده است. فاني در باره علت اين موضوع افزود: جامعه جديد با گسترش اطلاعات نياز به كتابداران تحصيل كرده اي دارد كه فقط هم به يك دوره 4 ساله دانشگاه بسنده نكنند. چون مثلاً شما اين كار را در رشته شيمي مي توانيد انجام بدهيد، اما در كتابداري، درس هاي تكنيكي، فني، علمي و نظري آموخته مي شود، ولي دانش عمومي را كه يك كتابدار بايد داشته باشد، نمي آموزند.
    
    مشاور علمي سازمان اسناد و كتابخانه ملي ايران معتقد است كه: هر چقدر هم كه كتابدار، دانش عمومي بالايي داشته باشد، اما جامعه ما جامعه اي كنجكاو و پرسشگر نباشد، يعني به دنبال پاسخ نيازهاي خود نباشد، فايده اي ندارد.
    
    چون كتابدار، واسطه اي بين منابع اطلاعاتي و مراجعه كنندگان به كتابخانه است، اما اگر كششي از سوي مخاطب نبيند، تلاش او براي چه كسي فايده مند خواهد بود؟ طبيعي است در چنين شرايطي كتابدار هم انگيزه خود را براي خدمتگزاري، به روز كردن اطلاعات خود و پاسخگويي به سؤالات جامعه از دست مي دهد.
    
    
    
    جايگاه كتابدار در كتابخانه هاي ديجيتالي
    
    تحولات دهه هاي اخير در زمينه فناوري، به خصوص فناوري اطلاعات و ارتباطات، چنان سريع به وقوع پيوسته كه بسياري از رشته هاي علوم نتوانسته اند خود را به طور كامل با اين تحولات مطابقت دهند. وجود شبكه هاي بين المللي از جمله اينترنت موجب انتقال اطلاعات در كمترين زمان و با كمترين هزينه شده و هر فرد با امكانات رايانه اي مناسب به اطلاعات مورد نياز خود دسترسي پيدا خواهد كرد.
    
    بابك ماهرالنقش، كارشناس ارشد كتابداري درمقاله اي كه در شماره زمستان فصلنامه كتابداري به چاپ رسانده، در اين زمينه مي گويد: اين قبيل تحولات در علوم كتابداري و اطلاع رساني نيز بي تاثير نبوده و فناوري پيشرفته اطلاعات به طور وسيعي به اين حوزه راه يافته است. ماهرالنقش در اين مقاله به كتابخانه هاي ديجيتالي كه از مواهب فناوري پيشرفته اطلاعات است، اشاره مي كند و مي گويد: از دهه 1990 اين كتابخانه ها گسترش چشمگيري پيدا كرد و به همسو ساختن و روزآمد سازي كتابخانه هاي سنتي با نيازهاي كاربران پرداخت.
    
    ماهرالنقش در اين مقاله نوشته است: دسترس پذيري آسان اطلاعات براي استفاده كنندگان، سهولت در روزآمدسازي اطلاعات، ارائه اشكال جديد اطلاعات، كاهش هزينه ها و موارد ديگر دست به دست هم داده اند تا اهميت كتابخانه هاي ديجيتالي نمايان شود.حال با وجود افزايش اهميت كتابخانه هاي ديجيتالي ديگر چه نيازي به حضور كتابدار به عنوان اطلاع رسان باقي مي ماند؟
    
    زهرا حداد، كارشناس كتابداري، در اين خصوص معتقد است: در كشور ما تا ديجيتالي شدن كتابخانه ها راه زيادي باقي مانده است؛ اما اگر چنين اتفاقي هم بيفتد، نمي توان مهارت ها و توانايي ها و دانش افراد كتابدار را از نظر دور داشت. چرا كه حرفه كتابدار آن قدر مهم است كه در دانشگاه هاي برخي كشورها براي دانشجويان دكترا و فوق ليسانس، مشاور اطلاع رساني و كتابداري تعيين مي شود.
    
    فاطمه زرين كمر، كتابدار كتابخانه ملي ايران نيز مي گويد: شايد كتابخانه هاي ديجيتالي در ظاهر نياز به كتابدار را كم كند، اما اولاً در كشور ما هنوز فرهنگ اين مقوله جانيفتاده، چون بسياري از مراجعه كنندگان مقاطع ارشد و دكتري مي آيند و هنوز سرچ (جستجو) كردن را نمي دانند، و دوم اين كه حتي اگر جستجو را بدانند، كليد واژه ها را بلد نيستند و فقط موضوع كلي مورد جستجو خود را مي دانند.
    
    زرين كمر سپس مي گويد: اين كتابدار است كه كليد واژه ها را مي داند و بلد است جنبه هاي مختلف يك موضوع را آن قدر جستجو كند تا به مطلب مورد نظر مراجعه كننده خود برسد و آن را در اختيار او بگذارد تا به راحتي از آن استفاده كند.
    
    اگر كتابداران امروز در شرايط سختي به سر مي برند، دليلش آن است كه اهميت كتابداري در مديريت فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي و سياسي جامعه ما به خوبي فهم نشده است. چه، به گفته كارشناسان، ما هم اكنون خود را از شبكه هاي فعال اطلاعات جهان كنار كشيده ايم.
    
    تجربه يك كتابدار واقعي كمتر از تخصص يك اقتصاددان نيست؛ با اين تفاوت كه كتابدار با كالاي تازه و مهمي به نام اطلاعات رو به روست.
    
    اين كارشناسان بر ضرورت بازنگري در نگاهي كه جامعه به كتابدار و شغل كتابداري دارد و نيز بر پشتيباني مديريت فرهنگي كشور از موقعيت اين گروه تاكيد بسيار دارند.
    
    به عقيده برخي كتابداران، ديدگاه عوام و حتي تحصيل كرده هايي كه با اين رشته آشنايي ندارند، مهم نيست و نمي تواند تاثيري بر روي اين موضوع و بازار كار آن بگذارد؛ اما تا زماني كه ديدگاه هاي عموم براي اين گروه داراي اهميت نباشد، گروه كتابداري هرگز نخواهد توانست به جايگاه واقعي خود برسد و آن را در كشور ما بالاتر ببرد و نه مي تواند علاقه مندي به كتاب و كتابخواني را به مردم جامعه آموزش دهد. در صورتي كه انجام پذيرفتن همه اين موارد تا حد زيادي به برخورد كتابدار به عنوان يك اطلاع رسان بستگي دارد.
    
    بسياري از دانشجويان رشته كتابداري، اعتماد به نفس لازم را ندارند و رشته خود را بسيار كم و كوچك مي پندارند. حال آنكه كتابداري كه فنون كار خود را بداند، بر يكي از زبان هاي خارجي مسلط بوده، به روز باشد و به اهداف رشته خود معتقد، در نتيجه جامعه نيز به تدريج پذيراي كامل اين گروه خواهد شد.
    
    به طوري كه به گفته زهرا حداد، راه اندازي رشته كتابداري در دانشگاه هاي محروم ترين نقاط كشورمان، فعاليت هاي بي وقفه انجمن كتابداري كه حدوداً در سال 1379 تاسيس شده و نيز افزايش منابع علمي و پژوهشي اساتيد در اين زمينه در سال هاي اخير نشان دهنده آن است كه كتابداري نسبت به سال هاي پيش جايگاهي روشن تر و برجسته تر يافته است.

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم اردیبهشت 1386ساعت 9:7  توسط حسین یاری فیروزآبادی   |  2 نظر

مركز مدارك علمي، موزه و انتشارات سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور در نظر دارد دهمين همايش كتابداران سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور را در سال1386 برگزار نمايد.از صاحبنظران، اساتيد، پژوهشگران و ديگر علاقمندان دعوت مي شود  چكيده مقاله پيشنهادي خود را در يكي از محور هاي تخصصي همايش به دبيرخانه همايش ارسال نمايند.

آخرين مهلت ارسال چكيده مقالات: 1/2/1386

آخرين مهلت ارسال اصل مقالات: 16/3/1386

محورهاي تخصصي :

? مدیریت منابع الكترونیكی (مجموعه سازی، سازماندهی، ارائه خدمات، ارزشیابی و ...)

? ارزشیابی كتابخانه های تخصصی

à شاخصها و روشهای ارزشیابی كتابخانه های تخصصی ( مدیریت،خدمات، مجموعه،نیروی انسانی...) با تاكید بر كتابخانه های سازمان مدیریت و برنامه ریزی كشور

à نقش ارزشیابی در توسعه كتابخانه های تخصصی

? كتابخانه های تخصصی و اطلاعات سازمانی

à كتابخانه های تخصصی و شیوه های تحلیل اطلاعات

à كتابداران تخصصی و ارزش افزوده اطلاعات

à كتابداران تخصصی و علم سنجی در سازمانها

جهت اطلاعات بیشتر به سایت مراجعه نمایید.http://www.mporg.ir

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386ساعت 9:45  توسط حسین یاری فیروزآبادی   |  3 نظر

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت 9:33  توسط حسین یاری فیروزآبادی   |  یک نظر

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم اسفند 1385ساعت 9:18  توسط حسین یاری فیروزآبادی   |  نظر بدهید

ديف

عنوان مطلب

نويسنده/ منرچم

نوع دريافت يا نام نشريه

۱

مهارت در جستجوي اطلاعات فارسي از اينترنت

محمد صابر راثي ساربانقلي

مطالعه

۲

بازيابي اطلاعات در وب: فراتر از موتورهاي جستجوي كنوني

بيزا ياتاز

ترجمه: ليلا دهقاني

مطالعه

۳

بيان ضرورت و معيارهاي ارزيابی در صفحات وب

عاطفه شريف

مطالعه

۴

روشي براي رفع چالش هاي محتواكاوي وب هاي فارسي زبان

دكتر محسن صديقي

دكتر كامران زماني فر

سيد مجتبي شهيدي

مطالعه

۵

سيستمهای مديريت دانش و جستجو برای تماميت

نوشته: استوارت فرگوسن و جان وکرت
 ترجمه: افسانه حاضری و مريم صراف زاده

مطالعه

۶

مروري بر رايجترين زبانهاي نشانه گذاري منابع وب

عليرضا سعادت

مطالعه

۷

دقت موتورهاي كاوش اينترنتي: مطالعه‌اي موردي در ارتباط با علوم زمين

 ليسا ويشارد      ت: مهري صديقي

مطالعه

۸

بازخورد و نظامهاي بازيابي اطلاعات

فاطمه معتمدي

مطالعه

۹

تاثير شبكه ‎ي اينترنت بر فعاليت‎هاي علمي و پژوهشي اعضاي هيئت علمي و پژوهش‎گران موسسه ‎ي آموزش عالي علمي و كاربردي و مركز آموزش عالي امام خميني (ره) جهادكشاورزي تهران

محمد خداجوي

مطالعه

۱۰

بازيابي اطلاعات در وب: فراتر از موتورهاي جستجوي كنوني

بيزا ياتاز         ترجمه: ليلا دهقاني

مطالعه

۱۱

وب نامرئي

عبدالرسول خسروي

مطالعه

۱۲

آزمايش‌هايي درباره تأثير تحليل گفتمان بر الگوريتم‌هاي رده‌بندي و بازيابي اطلاعات

جي. موراتو، جي. لورنس، ج..جنوا، جي. ا.موريرو         ترجمه محمدعلي ايمان‌پور

مطالعه

۱۳

سواد اطلاعاتي: يك اولويت نوظهور جهاني

هانلور بي. ريدر        مريم نظري

مطالعه

۱۴

معيارهاي ارزيابي منابع اطلاعاتی الكترونيكي با تاکيد بر وب‌سايت‌ها

غلام حيدري

مطالعه

۱۵

چشم اندازهايي بر وب‌سنجي

نوشته: لُنارت بجورن بُرن و پيتر اينگورسن

ترجمه: عليرضا نوروزي   زهرا بيگدلي

مطالعه

۱۶

اطلاع‌يابي و رفتار اطلاع‌يابي چيست؟

اعظم ادهمي

مطالعه

۱۷

شايستگي شبكه‌اي و جستجوي اطلاعات در اينترنت

از تعاريف تا مدلي شناختي اجتماعي

نوشته: ريجو ساولاينن *
ترجمه: حميد كشاورز

مطالعه

۱۸

نقش منابع هوشمند در مديريت دانش

نوشته: آلبرتو كارنيرو
ترجمه: عليرضا گنجي

مطالعه

۱۹

آشنايي با شبكه جهاني وب

صديقه احمدي‌فصيح

مطالعه

۲۰

بررسي نظرات و نحوه استفاده مشتركين عضو مركز اينترنت دانشگاه علوم پزشكي شيراز
از امكانات مركز و تأثير آن بر كارهاي پژوهشي اين اعضاء

نوشته: دكتر محمدصادق محقق زاده

مرضيه عبداللهي

 

مطالعه

۲۱

اينترنت: سازماندهي و جستجو

اينگريد هسي-يي

ترجمه: قاسم آزادي

مطالعه

۲۲

چالش ها و تنگنا های مدیریت و بازیابی اطلاعات

امين يوسفی

مطالعه

۲۳

فرآيند اطلاع جويی و کاوش پياپی .:تعامل (کاوش پياپی غيرمستقيم)

الهه ملکی

مطالعه

۲۴

برخی کارکردهای آموزشی و پژوهشی وبلاگها

مريم صراف زاده

مطالعه

۲۵

دانشجويان و مهارتهای پژوهشی

نوشته: Barbara Quarton
ترجمه: فرزانه امین پور

مطالعه

۲۶

معرفي پايگاه اطلاعاتي INFOMINE

 

اميررضا اصنافي

مطالعه

۲۷

 بررسي كمي وكيفي موترو هاي جستجو

 

------------------ 

مطالعه

۲۸

 اسرار گوگل

------------------- 

مطالعه

۲۹

 تكنيكهاي بازايابي اطلاعات دراينترنت

------------------- 

مطالعه

۳۰

 معرفي اجمالي ابزار بازيابي اطلاعات دراينترنت

سيد مهدي روحبخش 

مطالعه

۳۱ 

 جستجوي تخصصي ديني

عيسي جهانگير 

ره آورد نور

 ۳۲

 ابزار هاي جستجو در اينترنت

محمد علي سوادي 

ره آور نور

 ۳۳

 گزارشي از پايگاه امام علي  ع

مرتضي اكبريان 

ره آورد نور

۳۳ 

 فقه شيعه در اينترنت

حسن يوسف زاده 

ره آورد نور

 ۳۴

 معرفي پايگاههاي تخصصي در اينترنت

 -------------

ره آورد نور

 ۳۵

 اينترنت چيست؟ شناخت اينترنت

-------------------

ره آورد نور

۳۶ 

 اينترنت چيست؟ سرويس هاي اينترنت

-------------------

ره آورد نور

۳۷ 

 شيطان در اينترنت

-------------------

ره آورد نور

۳۸ 

 پژوهشگاه مجازي:راهبردها و چالشها

محمد خامه گر 

ره آورد نور

 ۳۹

 ابزار وراهكارهاي پژوهش قرآني در اينترنت

محمد اكبري 

ره آورد نور

۴۰ 

 جستجو گرهاي دين اسلام در اينترنت

-------------------

ره آورد نور

 ۴۱

 منابع حديث در اينترنت

حسن يوسف زاده 

ره آورد نور

 ۴۲

 فهرست هاي راهنماي اديان در اينترنت

-------------------

ره آورد نور

۴۳ 

 وبلاگ نويسي وتبليغ دين

 

سعيد شمس 

ره آورد نور

۴۴ 

 مقايسه پايگاههاي حديثي شيعه وعامه

اكبر احمدي 

ره آورد نور

 ۴۵

 نگاهي به پايگاه حديثي حديث نت

علي نعيم الدين خاني 

ره آوردنور

۴۶ 

 معرفي كتاب :كاوش در اينترنت

-------------------

ره آورد نور

۴۷ 

 مهدويت در اينترنت

علي اكبر كريمي ميهن 

ره آورد نور

۴۸ 

 پايگاه بلاغ از اهداف تا عملكرد

-------------------

ره آوردنور

۴۹ 

 دين پژوهي روشمند در اينترنت:ابزار ها وراهكارها

 عيسي جهانگير

ره آورد نور

۵۰ 

 پايگاهاي اسلامي ومديريت محتوا

 عليرضا ساطع

ره آورد نور

 ۵۱

 آسيبهاي فرهنگي ، پژوهشي اينترنت

عيسي جهانگير 

ره آورد نور

 ۵۲

 عرصه هاي نو در پژوهش

محمد مهدي نمازي 

ره آورد نور

۵۳ 

 پايگاه آيت الله فاضل لنكراني در اينترنت

-------------------

ره آورد نور